ترنم آفتاب زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

سلامی به خنکای نسیم سحری که پاییز می فرستد به سمت گل های باغچه

چه تلخ گل ها می خشکند و چه شیرین رنگ خزان چشم هایت را می نوازد

چه زود می گذرد زمان و چه زود پیری از راه میرسد ....

هیچ به یاد خواهی آورد مادر بزرگی چون گلی پژمرده را که چشمش در سر در خانه خشکید؟

هیچ به یادت خواهی آورد عصای چوبی پدر بزرگ که روزی چون کوه بود؟

هیچ به یادت خواهی آورد مزار سرد و خشکی که نمی دانی که بود؟

امان از شن های نرم ساحلی که تنها یاد دارند از میان فضای ساعت شنی ما را به سمت مرگ و فراموشی رها کنند تنها یاد دارند سردی آب را به ما بیاموزند ....

تنها یاد دارند با نرمی دلفریبشان گرمای وجود ما را بستانند وسردی زمانه را به رخ کشند

این جا تنها یک غنچه می تواند یخ رخمان را بشکند............................

[ یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ] [ امید زیست ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب