ترنم آفتاب زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

          نمیدونم چه اتفاقی بود اما هر چه که بود من بیخواب را دوروز بیدار گذاشت. من را بیش از پیش تشنه ی نوشتن کرد. هر چه که میگذرد از ذهن خسته ام بر صفحه ای سپید می نگارم. دریغ از مفهوم.....فقط تک جمله هایی چون رعد از ذهنم میگذرد و مرا در آزردگی فراموشی قرار میدهد. فقط یک کابوس رویایی میتواند این عالم را از من دور سازد.افکارم چون رشته های حریر قدیمی پودر میشود و تنها نوای بیصدای سردرد ام مرا به هوش می آورد.لغت ها چون کودکان بازیگوش هی تاب میخورند و از ذهنم بر کاغذ میسرند. اما چه سود تمامی ندارند. بی شک در تمامی عمرم چنین نیرویی ندیدم که مرا مغلوب کند.هر چه به ساعت خیره میشوم بیش از پیش شگفت زده به مرگ جسمم نزدیک میشوم.کسی مرا بخواند بلکه بیدار شوم به راستی که  در اعماق افکار و اوهاماتم غرق به مرگ خواب می شوم.

[ پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱ ] [ ٤:٤٥ ‎ق.ظ ] [ امید زیست ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب