ترنم آفتاب زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

کمی روحیه میخواهم کمی نشاط و کمی نوعدوستی.....نه برای خود بلکه برای مردمی میخواهم که خسته تر از دیروز افکار خود را غم آلوده تر میکنند مرگ را با لذت میجویند و زندگی را با نفرت پی میگیرند. اشکهایشان در راه خشک شده است و تلخی افکار برایشان از عسل شیرین تر است.
دیگر بس است این همه محو شدن....این همه در غم رها شدن.....چرا برای خورشید ترحیم گرفتید؟چرا ستاره ها را در پس دودهای ابر سیگارهاتان خفه کردید؟....چرا با چشمان بی فروغ به رخ هم مینگرید؟
روزگاری بود در این دیار که میگفتند عزیز است  حال به روزی دچار شدیم که سر در گریبان خود میگیریم و با اندوه رخ از هم برمیگیریم.

روزها و ساعت ها  از پی هم میگذرند و بر سر تو فریاد که نه....نجوا کنان ..زمزمه میکنند. زمزمه میکنند که ای فلانی کجایی که وقت رفت ای بابا بلند شو ساعت 8 شد کلاست جا نمونی!نیشخند و اینگونه شد که من سحرخیز ، هر صبح جویای علم سر از بالین به سمت کلاس روانه میشم و با هوشیاری هر چه خواب آلوده تر به عرایض استاد میتوجه ام.
طبق معمول سخت مبهوت حرف های بیش از حد علمی استاد در کلاس درسی فیزیولوژی نام بودیم که وسط جریان سوالی بس علمی پرسید : ایرانیان در چه زمینه ای رتبه اول را دارند؟
انواع و اقسام حدس ها از گوشه کنار به سمت استاد پرتاب میشد که با کمی لبخند مرموزانه و محو خود ، جواب سوال را داد.از خود راضی ادبــــیات بله ادبیات ایرانیا با یکم شعر و ادبیات حالشون خوب میشه. به به چه علمی است که اینجا داره منتقل میشه! جناب دکتر افزود که توی هر کتابخونه ای باید دست کم کتاب های خافظ و سعدی و ...باشه و کمی شعر و بیان لطیف نجوا کردند.مثلا سر بحث آب و غلظت های محلول یه بیت زیبا رو  گفت
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست / گاهی بهانه است تا قربانیت کنند
طبق گفته ی دوستان همکلاسی , کتابخونه ی آفیس دکتر هم فقط میشه کتاب اشعار و یکی دو جلد ترجمه ی خودش  پیدا کرد. حیف شدند استاد ، جاشون دانشکده ادبیات بود، واقـعا!!!!!
هفته ها پی هم میگذرند . همین. فقط میشه از زندگی همینو فهمید که تا امتحانات چند روز باقی است. کم کم دارم به این نتیجه میرسم که تقویم و زمان سنجی من بر حسب امتحانات برنامه ریزی شده هست. امتحانات مخوفی که فاصله های بسیار مطلوبی دارند دارم به اون روزای زیبا فکر میکنم که چجوری میخوام طی اون سه هفته به صورت کامل تجزیه روحی روانی بشم!!! تک تک سلول ها فدای یک نمره ی مطلوب.آلزایمر در جوانی...بر جوانان عیب نیست که هیچ، واجب کفایی شده.خنثی

فراتر از متن : نمیدونم براتون پیش اومده یا نه ولی من این متن رو جمعه نوشتم و فرستادم حالا که اومدم سری بزنم دیدم ای ی ی ی رفته قسمت پیش نویس! حالا ایرادی نیست هر وقت ماهی رو از آب بگیری مرده است.چشمک

[ شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٥:٢٧ ‎ب.ظ ] [ امید زیست ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب