ترنم آفتاب زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

کاش چشمانم بسته می شد. کاش قلبم می ایستاد ...کاش نفس های سردم قطع می شد...کاش درد تلخ قلبم را با خاک قسمت می کردم. کاش می نوشتم و می نوشتم...اه....آه که حتی جانی نمانده برای نوشتن...حتی ....
سکوت سخت است و اجباری، زمانی که کلمات هم برایت غریب شوند.....

دلم آشوب است...حسینم....مرا ببر با خود دگر حالی ندارم ........دگر شوری ندارم ...کمی یادم بده رسم رفتن.....کمی یادم بیار عشق دل سپردن... دگر جانی ندارم در تن زخمی.....دگر رویی ندارم پیش درگاه حسینی
    
        

[ شنبه ٤ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ امید زیست ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب