ترنم آفتاب زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

سلام.تنها چند لحظه مونده به سوختن یه نفر مثل خودمون که داره تو چهارشنبه سوری می خنده اما بعدش فقط گریه های خونیشه که از چشمانش جاری میشه......چشم هایی که از موقع تولد مادرش مواظبشون بود که گریه نکنند.....همیشه بخندن.چشم هایی که وقتی می خواست درددل عزیزترین کسش رو گوش کنه با مهربانی به کمکشون دلجویی میکرد...چشم هایی که .......چشم هایی که دیگه بهار رو نظاره نخواهند کرد .وتنها خون است که از اشک ها نمایان است.....

تنها چند ثانیه نمونده تا یه  پدر دیگه فرزندش رو نبینه..وتنها یه سنگ سردی باشه که التیام بخش درداش باشه...........که تنها یه نوشته روی یه سنگ سرد باشه که اون رو 5 شنبه ها سر مزار فرزندش میخکوب کنه ................واون زمان فوت فرزندشه

[ دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ امید زیست ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب