حرف دل

چند وقتی است که فکرم به شعر نمی رود این شعر را مه خواندم به دل نشست چون حرف دل بود.
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
... لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم
قیصر امین پور
/ 8 نظر / 19 بازدید
نیلوفر

ين روزها زيادي ساکت شده ام ، نمي دانم چرا حرفهايم، به جاي گلو از چشمهايم بيرون مي آيند!

گل بانو

شعرهاي قيصرامين پور انگار حرف دل همه ماست. [بغل]

madela

hameye sheray gheysare aminpoor haminghadr ba mosamas khooda rahmatesh kone roohesh shadd

نیلوفر

خــدایـــا..!!! بدون نوازش هــای تـــو، ، مــیــان دســت هــای زنــدگـــی مــچـــالــه مــی شــویم ... نــوازشــت را از مـــا مــگیــر...!!!گل

saman

سلاااااااااااااام شما کجایی داداش خیلی سرت شلوغه ها !!!!!! لا اقل یه پستی ... یه چیزی ... سالی یه پست که به جایی نمیرسه که [نیشخند]

saman

راستی ... لینک وبلاگمو درست کن داداش (تغییر به اسم وبلاگ جدیدم) [تایید]

محمدجواد

ســـلامـــــ خوبی امید؟ ، ما رو فراموش کردیا[چشمک]

امدادگر

سلام دوست عزیز آپم خوشحال میشم سر بزنین